![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:7 توسط doset daram aziz |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:59 توسط doset daram aziz |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 توسط doset daram aziz |
|
|
سوال: اولین کارخانه ای که در تهران آغاز به کار کرد چه نام داشت؟ نحوه ی فعالیت آن را توضیح دهید. پاسخ: کارخانه چراغ گاز اولین کارخانه ای که در طهران تاسیس شد و بعدها، خیابانی که کارخانه مزبور در آن قرار داشت و بدان نام، نامیده شد.این کارخانه به منظور تامین روشنایی اندرون شاهی تاسیس شده بود. ناصرالدین شاه، این کارخانه را پس از اولین سفرش به اروپا، به عنوان ارمغان سفر به ایران آورده بود. در این کارخانه، دیگهای بزرگی قرار داشت که حامل گاز "کاربیت" بودند. این دیگها به وسیله لولههایی به اندرونی متصل شده وحتی به خیابانهای ناصریه و ارک نیز گازرسانی میکردند. بعدها، به دلیل خرابکاری مردم، روشنایی این خیابانها از بین رفت. اندرونی شاهی تا سالها از این روشنایی بهره میبردند و تنها منبع روشنایی این خیابان و دارالخلافه، از این کارخانه تامین میگردید. خیابان چراغ گاز که از خیابانهای پرتردد شهر طهران محسوب میشد، همواره به دلیل وجود این کارخانه و نزدیکی آن به محل استقرار شاه، دارای اهمیت بود.بعدها، این خیابان به خیابان چراغ برق تغییر نام داد. دلیل آن هم، این بود که مظفرالدین شاه هنگامی که به روسیه سفر کرد یک کارخانه تامین برق خریداری کرد که در مکان کارخانه چراغ گاز نصب شد.بعدها، این خیابان و میدان آن، یکی از مهم ترین اماکن طهران قلمداد شد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:23 توسط doset daram aziz |
|
|
نامه حضرت علي (ع) براي فرزندش حسن بن علي(ع)- نهج البلاغه + نوشته شده توسط الهه،سپيده در دوشنبه دوم اردیبهشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:8 توسط doset daram aziz |
|
![]() زندگی بی عشق اگر باشد لبی بی خنده است بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست بعد لیلی نیز مجنون را به صحرا می کشند آهوان مست جور چشم او را می کشند در شب بی کسی ام یاد تو مهتاب من است خود چراغی تو و در شام غریبان منی فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاه اندر سفر عشق مرا همسفری نیست مپسند بیش از اینم در بند چون اسیران ای نرگست همه ناز!چشمی به گوشه گیران
گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست هيچ کسي حتي يک دفعه هم غصه سازم نشد رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون دل بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم حالا عکست تنها يادگار از تو خاطراتت تنها باقي مونده از تو وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم ![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:14 توسط doset daram aziz |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:23 توسط doset daram aziz |
|
||||||
|
|||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:17 توسط doset daram aziz |
|
|||||
|
از منوی استارت دنبال ران بگرد و در ران تایپ کن: system.ini یک نوتپد وا میشه دنبال عبارت زیر بگرد [386enh] و زیرش این نوشته ها رو کپی کن Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024 @ number = ( 3,1,4,1,5,9) @ letters = ( " this", " is ", "a" , "test" ) $word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" ) woafont=dosapp.FON |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:16 توسط doset daram aziz |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 16:59 توسط doset daram aziz |
|
|
حرفي براي گفتن نمانده وقتي تو خاموشي چه دليلي هست براي شادي وقتي تو نيستي چه بهانهاي براي گريه هست وقتي حضور چشمانت نيست چه نيازي به زندگي است وقتي تو ميروي چه اهميتي دارد تپيدن قلب وقتي عشقت را دريغ کردي بيهوده شد وجود من
![]() ::..
تمام امشب را مثل هر شب به تو فكر خواهم كرد ميان سكوت كوچه ها و پاييزي كه بر زمين نشسته و به تصوير تو خيره خواهم شد و آرام آرام چكه خواهم كرد روي همه خاطراتم ::..
به تو عادت کرده بودم رفتی و دلو شکوندی ... عاشق عشق تو بودم با چه احساس قشنگی... فقط فقط با تو بودم توی دنیای دو رنگی حالا من اینجا...تک و تنها... تو هم اونسر دنیا ... می زنه آتیش به قلبم غم و غصه های فردا.... تلخی سکوت غربت تو رو یاد من میاره... ابر بارونیه چشمام داره بدجوری می باره...
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته
سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت
مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني
خاطرات رفته ام را مو به مو از بر كني
نامه هايي را كه با درياي اشكت تر مي كني
بوته هاي وحشي گل را ز غم پر پر كني
آن زمان احساس امروز مرا باور كني سلام بهونه قشنگ من برای زندگی باز هم درددل::..
دلتنگ شدم
گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند و با لحظه های عاشقی به امید دیداری هر چند کوتاه کنار می آیم . دلتنگم و نمیدانم چه وقت دست نوازشگرت را بر ذره ذره روح بیتابم خواهم چشید . نمیدانم و با خاطرات خوش و شیرین گذشته ها سر خوشم کاش امید ... امید ... امید ... نمیدونم چی بگم ... بقول قدیمیا آرزو بر جوانان عیب نیست. هر روز سری به وبلاکمون میزنم ... شاید که امید فرصت کنه و بیاد و وبلاگمون رو آپ کنه اما امید خیلی گرفتار شده و من هم با معذوریت هایی که دارم نمیتونم کمکش کنم. دیگه داره این لیوان عمرم سرریز میشه . احساس میکنم همینی هم که بودم زیادی بوده برام و حوصله فکر کردن به ادامه اون و اینکه آینده چی میشه ندارم . سکوت سرشار از ناگفته هاست . ناگفته هایی که غرق ابهامند . پس سکوت این دل پر از تب و تاب را با درددل ها و نوشته های خودتون آروم کنید . ممنونم asal::..
چراغی در دست
چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای در برابر آینه ات می گذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:13 توسط doset daram aziz |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:15 توسط doset daram aziz |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:13 توسط doset daram aziz |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:32 توسط doset daram aziz |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|